![]() |
![]() |
|
| تا حالا فكر شو كردي چه خوب ميشه كه بر گردي؟! |
|
دست کم باید چند نفس عمیق کشید و به تمام قد در برابر خاطره ات ایستاد و تعظیم کرد وشکست و نوشت ! تمام این کارها را شاید برای بینهایت بار انجام داده ام و حالا می خواهم باز برای عزیز کرده این دل رسوایم بنویسم .... چیکار کنم دلم تنگ تراز شکاف سوزن است برای دیدنت شنیدنت وحتی بی اعتناییت ! تو می دانی که من چی می کشم چیزی فراتراز درد بالا تر از زجر! میدانی و میخواهی اینجوری باشد! باشد مهم نیست ....... عزیزم اینجا هم خبری نیست وقتی از تو خبری نمی رسد ومن عجیب میترسم از اینکه کسی را که فراموش نکرده ام فراموشم کرده باشد ..... وای بر عاشقی که از یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
به همین سادگی رفتی ! بی خداحافظ عزیزم ! بدون آبی که بریزم پشت رفتنت حتی بدون پرسش رضایتم !بدون خیلی چیزا اصلا نگفتی ممکن است کسی ، کسی که نه ، یعنی من ! بگذریم مهم نیست ......تو رفتی و من ماندم تو گذشتی و من نوشتم ، تو ترک کردی و من درک ....... خیلی وقت است که نیستی آنقدر نرم و بی سر و صدا رفتی که حتی نگاهم به اندازه امتداد یک تعجب پرسشگرانه نلرزید امروز دوستی دعای زیبایی برایم کرد: الهی هر کس که عاشقش هستی بیشتر از تو عاشقت شود ولی فکر کنم کسی آمین نگفت!
نمیدانم این چه دردیست نمی شود دوستت نداشت و تمامش می کنم همه چیز را جز عشق ! دعا کن یک روز بر عکس این را بنویسم ولی برای آن روز نیامده مرا ببخش امید اردیبهشت من چند روز تو و یک عمر من خلاصه می گذرد! امیدوارم به تو خوش و بر من پر از تحمل و صبوری بگذرد کوتاه باشد بر عکس شب یلدا یادت بماند تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست !مراقبشان باش عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
اگه دوری اگه نیستی، نفس فریاد من باش .... .... تا عبد تا ته دنیا ، تا همیشه یاد من باش .... ....
:: به نام سر فصل همه نامه هایی که نوشته شده اند وچه آنهایی :: :: که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند :: امروز چهارشنبه اول آذرماه سال هشتادو پنج،ساعت 2:17 دقیقه بامداده سلام ! امشب بازم از اون شبایه که بی خوابی تمام وجودمو در بر گرفته می خوام واسه نازنینی که تو یه روز زمستونی دستای سردمو گرفت و با گرمی وجودش بهم عمر دوباره داد...... ترانه های زیبای زندگیم را از طریق این وبلاگ به همراه قشنگترین و خوشبوترین گل احساسم را که از باغ عشق و آرزوهایم روییده هست تقدیمش کنم و از همه دوستای گلم سپاسگذارم که منو تنها نمی ذارن
.... تو که رفتی پریشون شد خیالم همه گفتن که من دیونه حالم .... .... نمی دونن که این دیونه به فکر شفا نیست .... .... که هر چه باشه اما بی وفا نیست ....
.... در خلوت من نگاه سبزت جاریست .... .... این قسمت بی تو بودنم اجباریست .... .... افسوس که نمی شود کنارت باشم .... .... بی تو هر ثانیه و لحظه ام تکراریست ....
« در تمام لحظه هایم هیچکس خلوت تنها ییم را حس نکرد » « آسمان غم گرفته هیچگاه برکه طوفانیم را حس نکرد » « آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد »
بخاطر من نرو بخاطرت می مونم خودم ستارت می شم تو میشی آسمونم
ستاره بغضتو بشكن، آدما همه غريبن آدما رو بوم احساس همه شون رنگ فريبن ستاره اشكاتو پاك كن، آدما وفا ندارن واسه رفتن و شكستن پشت هم دليل ميارن ستاره غصه نداره، هيشكي عاشق نمي مونه نمي بيني كه قناري هميشه از غم ميخونه؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
« ♥ » بـــــــــــــــــــــــــــــمون « ♥ » .... تو بگو سرد هوا منم می شم خورشید تو .... .... تو بگو که نا امیدی منم می شم امید تو .... .... تو بگو دلم گرفته از همه دو رنگیا .... .... مشکی می شم مظهر یه رنگی،واسه تو .... .... تو بگو خدا کنه بارون بیاد از آسمون .... .... به خدا التماس میکنم گریه کنه برای تو .... « ♥ » نــــــــــــــــــرو « ♥ »
.... اگه می دونی تو این دنیا کسی هست که با دید نش رنگ صورتت تغییر می کنه .... .... و صدای قلبت آبرو تو به تاراج می بره ؛ مهم نیست که مال تو باشه .... .... مهم اینکه فقط باشه ، زندگی کنه ، نفس بکشه و لذت ببره .... .... هر جا باشه خوشبخت باشه ....
« شاید یکی تو این شهر، زیر این آسمون ،برای اینکه بیای تو خوابش » « هرشب به خدا ا لتماس میکنه » « شاید یکی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش » « مرتب بیشتر می شه » « مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو، تو دریایی ازا شک می خوابه » « ولی تو اونو نمی بینی عـزیز » « اگه بدونی چقدر عاشقتم ، دوستت دارم » « شاید هیچوقت.................... نمی دونم ! »
.... یک روز دستت را در دستهای سردم لمس کردم .... .... آن روز گویی پایان تمام غمهایم بود ....
♥=========♥
• کسی آمد که حرف عشق و با ما زد، دل ترسوی ما هم دل به دریا زد • • به یک دریای طوفانی دل ما رفته میهمانی ،چه دوره ساحلش • • از دور پیدا نیست ،یه عمری راهه ودر قدرت ما نیست • • باید پارو نزد ،وا داد باید دل رو به دریا داد ،خودش می بردت هر جا • • دلش خوا ست ،به هر جا برد بدون سا حل همون جاست • • به امیدی که سا حل داره این دریا ،به امیدی که آروم می شه تا فردا • • به امیدی که این دریا فقـط شاماهی داره • • به عـشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره • • دل ما رفته میهمانی به یک دریای طوفانی •
.... من اگر می نویسم واسه خاطر دل توست .... .... شعر من صدای غم نیست .... .... همصدای حسرت توست ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 6:11 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
من تمام قصه هام قصه توست اگه غمگینه ا ون از غصه توست یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی ،اگه پروانه نبود تو فرا موش می شدی آره پروانه شدم که پرام سوخته شه تا آتیشه دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات اینقده می گم تا خسته شم با عشق تو ««« شکسته شم »»»
من که تو لاک خودم بودم،یه عمریه که من مردم نمی دیدی که من هر روز سر خاک خودم بودم »»»««« تنهایی شاید یه راه، راهیه تا بینهایت. قصه همیشه تکرار،
هجرت و هجرت و هجرت اما تو این راه که همراه جزهجوم خارو خس نیست. کسی شاید باشه شاید کسی که دستاش قفس نیست
.... یکی لبهاش تو خوابم غرق خندست .... .... یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه ....
.... همیشه تو زندگی تلخ ترین لحظات رو یکی می سازه .... .... که یه روز قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود ....
.... تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی .... .... در ارو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمی یاد ....
«« یادته من وتو داشتیم ساده زندگی می کردیم »» «« از همین چشمای شفاف رفع تشنگی می کردیم »» «« یه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدید »» «« دل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمید »» «« اولش فکر نمی کردم، که دلم رو برده باشه »» «« یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه »»
«« امّا نه، گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد »» «« به تو گفتم و دلت از غصّه من با خبر شد »» «« اولش گفتم یه حس یا یه احترام سادست »» «« ولی بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده »» «« تو بازم طاقت اوردی مثل پونه ها تو پائیز »» «« سرنوشت تو سفیده، ماجرای من غم انگیز »»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
**** آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده **** **** انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده **** **** یاد تو هر جا که هستم با منه **** **** داره عمر منو آتیش می زنه ****
.... روزای خالی حضور تو دلتنگی هایم بیشتر کرده است .... .... فهمیدم که چقدر به تو و شنیدن صدای تو محتاجم ....
.... گفتی از یاد تو می رم! نه عزیزم مگه میشه؟ ! .... .... به جا چشمام قلبم اما پیش توست ، تا همیشه .... .... فاصله بین منو تو تا کجا دنباله داره ؟ .... .... قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه .... .... روز موعود مطمئن با ش که زیاد هم دور نیست .... .... من کنار تو و تو مال منی واسه همیشه .... .... نمی دونم تو کجا و با کی هستی! نمی خوامم که بدونم .... .... با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه .... .... مگه تو نخوا ستی بال منو تو بمونه پا برجا ؟ .... .... من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمی شه .... .... یه روزی یه وقت یه جایی،چشم من میفته تو چشمای تو .... .... اما این همون خیاله ،که با من هست تا همیشه .... .... نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب خستم .... .... چی دیدی خدا رو شاید بشی مال من تا همیشه ....
دل می گه از چه می ترسی؟ آخرش یه راهی هست آخرش مگه رنگی بد تر از سیاهی هست؟
تو کجا بزرگ شدی که عاشقی تو خونته ؟ این همه حرف قشنگ همش سر زبونته از کجا بلد شدی این همه حرف قشنگ؟ مثل یه جواهره پیش تو یه قلوه سنگ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
.... تقدیم به اونایی که اسیره بازیای سرنوشتن و مث من هیچ گله ای هم ندارن!....
*** اکه تو بری ز پیشم من همون ستاره می شم *** *** که تو هفت تا آسمون هم نمی خوام بی تو بمونم ***
.... می میرم بـــــــــرات .... .... نمی دونستی می میرم بی تو و بدون چشات .... .... رفتی از بـــــــــرم .... .... تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات .... .... آرزومه که نمی دونستی که من می میرم برات .... .... می میرم بـــــــــــرات .... .... می میرم بـــــــــــرات .... .... عا شقم هنـــــــــوز .... .... نمی خواستی که بسوزی و بسازی به ساز دلم .... .... گفتی من میـــــــــــــرم .... .... تو می خواستی بری تا فرداها برو خوشکلم .... .... برو که راهی نیست تا فرداها برو خوشکلم .... .... سفرت بخیــــــــــــر .... .... اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور .... .... برو که رفتن بدون ما میرسن به یه دنیا نور .... .... سفرت بخیــــــــــر .... .... برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز .... .... از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو .... .... نمی خوام بیــــــــــــام .... .... نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی .... .... نمی خـــــــــوام ازت .... .... نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی .... .... برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی .... .... آرزوم بشـــــــــــــــی ....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
.... where were you when i was burned and broken?.... .... while the days silpped by from my window watching .... .... where were you when i was hurt and i was helpness .... .... lost in thought and lost in time .... .... while the seeds of life and the seeds .... .... of chenge were planted ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
{♠} سلام خدمت شما دوست عزیز {♠} {♠} ممنونم که با چشمای روشنتون نور پاشیدین به کلبه تاریکه من {♠} امیدوارم این چند لحظه که مهمون من بودین بهتون خوش گذشته باشه {♠} {♠} و با نظرات قشنگتون بهم کمک کنین تا بتونم محبتتون رو جبران کنم {♠} {♠} من می خواستم با ساختن این وبلاگ تنها ییامو باها تون قسمت کنم. {♠} {♠} نمی دونم گوش شنوا واسه دلتنگی هام می شین ؟ {♠} {♠} و درآخر اینکه این وبلاگ و تقدیم می کنم به همونی که خودش می دونه {♠} {♠} چقد دوستش دارم {♠} {♠} و ستاره برای همتون آ رزوی عشقی جاودان داره. امیدواره که {♠} {♠} به هر کی که عاشقشین برسین و روزای رویایی {♠} {♠} کناره هم داشته باشین {♠}
•••0 بد جوری بهم می ریزه منو گاهی ا تفاقی •••0 تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی •••0 می دونی که دست من نیست بازیای سر نوشته •••0 رو قشنگیا خط کشیده زشتا رو واسم نوشته ************ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
•••• سرنوشت چشاش کوره نمی بینه •••• •••• زخم خنجرش میمونه تو سینه •••• •••• لب بسته سینه غرق به خون •••• •••• قصه موندن آدم همینه ••••
(♣) ..... عزیزم .....(♣) (♣) همه در خواب بودن جز ماه که به ستاره ها یش می خندید(♣) (♣) و روزگار که از دل من می پرسید و راه که منتظرم بود (♣) (♣) درختان تماشایم می کردند و خط سفید جاده که دم از رفاقت میزد (♣) (♣) ای کا ش که با من بودی و تاریکی را می دیدی که چقدر با محبت بود (♣) (♣) و غم را می دیدی که چه سرا فکنده در کنارم می آمد (♣) (♣) و زندگی چه سخت می گذشت. در سینه تنگم نفس سنگینی می کرد (♣) (♣) دستهایم می لرزید و بغض گلویم را می فشرد (♣) (♣) همه در خواب بودند .... ولی من تنها بی تو.... (♣) •••••••••
....( سقف ما هر دو یه سقف دیوارامون یه دیوار ).... ....( آسمون یه آسمون بها رامون یه بهار ).... ....( اما قلبمون دو تا دستامون از هم جدا )... ....( گریه هامون تو گلو خنده هامون بی صدا ).... ....( نتو نستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز).... ....( تو مثل گنگی رمزه توی یک کتیبه ای ).... ....( که همیشه با منی اما برام غریبه ای ).... ....( هنوزم ما می تونیم خورشید و از پشت ابر صدا کنیم ).... ....( نمی تونیم ؟ می تونیم! ).... ....( بهارو با زمین سوخته آشنا کنیم نمی تونیم؟ ).... ....( هم شب و هم گریه ایم درد تو درد منه ).... ....( بگو هم غصه بگو دیگه وقت گفتنه ).... ....( بغض ما نمی تونه این سکوت و بشکنه ).... ....( مردم از دست سکوت! یکیمون حرف بزنه ).... {♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥} ••••$ من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان $•••• ••••$ آ تش زدم کشتم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم $•••• ••••$ من ز مقصد ها پی مقصوهای پوچ ا فتادم تا تمام خوبیها رفتند و $•••• ••••$ خوبی ماند در یادم $•••• ••••$ من به عشق منتظر بودن همه صبرو قرارم رفت $•••• ••••$ بهارم رفت... عشقم مرد... یارم رفت...$•••• ******♠****** |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
♥♥♥ مینویسم همه با تو نبودن ها رو ♥♥♥
♥♥♥ تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری ♥♥♥ ♥♥♥ می نویسم همه هق هق تنهایی رو ♥♥♥
♥♥♥ تا تواز هیچ به آرامش دریا برسی ♥♥♥
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط ستاره و... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| یا تو یا هیچکس |
دیدی ستاره ها فقط خونه ماه میرن عید دیدنی تو که ماهی پس تو خونتون همیشه عیده بزار واسه همیشه بیام خونه شما عید دیدنی .... من فقط تو رو دوست دارم ..... جرمه؟.....
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 |
| web love |
|
....بسوزی ای دل.... ....خاکستر شد دل.... ....عشق بی پایان.... ....دو هم نفس.... ....عشاق همیشه منتظر.... ....ستاره غمگین.... .... ستارهٍ امید .... |
|
RSS
|
![]()
